|
(( اسارت)) چکیدن شبنم های آشفته بر پلک خواب آلود نگاه های نیم سوخته و قلب خاک گرفته لحظات سکوت زیبای شبهای مهتابی عطش دقایق بهاری اسارت را به آغوشم هدیه و او را دریغ می کنند سطح نگاه او این روزها از جنس کاغذهای خیس شده است و این مقدمه ای بود برای آغاز قیامت سپیده دم قیامت خفته بیدار شد قیامتی با پیراهنی سرتاسر ظلمت او مدهوش بود از حس نو شکفته اش و من رو به روی او جاری از سکوت نقش کثیف لبخند لبانش مرا به یاد رنگ لطیف مرگ می انداخت در تنگنای قلبی پر درد سفری کردم به خاطرات نگاهی به عکسهای آشفته به رازهای درون نگاهش و به دقایق دست و پا شکسته زندگی روزهای بی قراری و بی تابی برای دوری آن خیابان ها با برگهای طلائی و بوی پاییزی و به اسارت رفتن قلبی ساده قلبی ساده و صاحبی صورتی اما بازیچه ۲۰۰۸
|
About![]()
الناز غیابی (الف.غ رها) متولد خرداد 1367 در تهران: دقیق نمیدانم در کدام ثانیه بود که نفس هایم با کاغذ و قلم هم آغوش شدند اما فصلی بود سرما زده در دوران دبستان که قلم دوری عزیزی را بر روی کاغذ بهانه گرفت و نوشت. سالها گذشت و قلم همچنان می نوشت و کاغذ دل گفته ها را از بر می کرد. در یکی از روزهای گر گرفته ی تابستان 81 عهد بستم تا قلب در این سینه بی تاب می تپد، نفس هایم آشیانه ای در آغوش کاغذ و قلم داشته باشند. Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Authorsالناز غیابیالناز غیابی علی محامی و الناز غیابی صبا آقاجانی علی محامی Links
عشق و محبت |