|
آن شب که دل افتاد از دستت من دستهای خالی از رنگ تو را تا
صبح انباری از حس بَدَل کردم آن شب که دل افتاد از دستت از روی تخت و قاب عکسی که طرح دو لبخند بهاری داشت گلبرگهای سرخ نامت را هدیه به باد خسته ای کردم من لایه پوشانی نمی کردم نه من فقط رویای شیرین را دور از بوسه های آتشین مانند خشم
تو در گوشه ای از حسرت دیروز خواباندم
تقدیم به ص.و باور نیم شکسته ام تو را بر زمین دستانی پر گسل پا برجا نگه داشته است پیش لرزه های صدایت به بیداری زمین کمکی نخواهد کرد تو هنوز هم بر زمین دستان پر گسل پا برجایی و این پیکر خمیده میان شعله های رابطه می سوزد و تو... تو زیر باران خاکستر این تن بی شرمانه می خندی، می رقصی ......
دارد به شکل
دیگری تفسیر می شود رویای صادقانه
ام تعبیر می شود دارم غریبه می
شوم اما ...نه...باز هم با یک تبسمت
دلم ، پاگیر می شود داری به دست خود
مرا از دست می دهی هر چند در نگاه تو زنجیر می شود ــ این دل که آرزوی
اوپرواز کردنست این دل که با
نگاه تو در گیر می شود تو عاشقانه ای
تو بزرگی مرا بخواه عشقم مدام شکل
تو تصویر می شود جا مانده ای
میان نفسهای آخرم در امتداد چشم
تو دل زیر می شود اسطوره های ناب
دلت را بکش به ناز دل را بکش به
سوی خودت.... دیر می شود هرگزنمیرد آنکه
عاشق شود ولی دارد چه زود دل
ز غمت پیر می شود دیشب تو را کنار
خودم خواب دیده ام آیا دوبار ه
خواب من تعبیر می شود؟
آمدم باز از جنوب اینجا ولی بانو نبود
|
About![]()
الناز غیابی (الف.غ رها) متولد خرداد 1367 در تهران: دقیق نمیدانم در کدام ثانیه بود که نفس هایم با کاغذ و قلم هم آغوش شدند اما فصلی بود سرما زده در دوران دبستان که قلم دوری عزیزی را بر روی کاغذ بهانه گرفت و نوشت. سالها گذشت و قلم همچنان می نوشت و کاغذ دل گفته ها را از بر می کرد. در یکی از روزهای گر گرفته ی تابستان 81 عهد بستم تا قلب در این سینه بی تاب می تپد، نفس هایم آشیانه ای در آغوش کاغذ و قلم داشته باشند. Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Authorsالناز غیابیالناز غیابی علی محامی و الناز غیابی علی محامی Links
عشق و محبت |