تبليغاتX
شعر نو گفته های من و شاید غزلهای او

شعر نو گفته های من و شاید غزلهای او

گفته های دلی خسته ( غزل، دو بیتی، سپید، ترانه و و و)

سپرده ام خیال را به غربتی بن بست

و جان دادن غریبش را

هر روز

در مردابی از دوزخ،

گریه می کنم!!!!

                                                           2009

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت3:36توسط الناز غیابی | |

طلوع شهر چشمانت غروب آغاز خواهد شد
و دیگر فاصله شش ساعتی پرواز خواهد شد

دو قاب خالی ِ چشمان و طرح تو ، یقین دارم
که خورشیدی ترین نقاشی اهواز خواهد شد

و حتی ماه هم بی شک خجالت می کشد وقتی_
که چشمش روبروی روی ماهت باز خواهد شد

درون کوچۀ قلبم من از چشم تو می خوانم:
'دلت با قلب تنهای علی دمساز خواهد شد'

زمین مثل پیانو می شود ، با هر نت گامت
د ِدِل می لرزد آهنگت طنین انداز خوهد شد

و چونکه با تو رودرواسی اصلا من ندارم پس_
صدای بوسه ها هم بهترین آواز خواهد شد

تنم شرجی ترین آب و هوا را از تو می گیرد
و قانون نیوتن - بند 3 ابراز خواهد شد



خوب این هم از نمایشنامه ، آماده برای ظبـ
ط ، نقش ِ اول ِ کل ِغزل الناز خواهد شد

علی محامی   اهواز 1388/6/15

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت22:32توسط | |