تبليغاتX
شعر نو گفته های من و شاید غزلهای او

شعر نو گفته های من و شاید غزلهای او

گفته های دلی خسته ( غزل، دو بیتی، سپید، ترانه و و و)

با نگام عکساتو بوسه می زنم
عابر شهر چشای من شدی
می دونی که خنده هات نفس شده؟
خیلی وقته که هوای من شدی!

نمی خوام فقط یه عابر بمونم
پیش چشمایی که زندگیم شدن
می دونم که خنده ها چه می کنن
خنده هات باعث عاشقیم شدن

تو آدم نیستی گلم فرشته ای
با تموم آدما فرق می کنی
باز با دریای چشای قهوه ایت
بدجوری داری منو غرق می کنی

می دونی خیلی برام عزیز شدی
شدی تک گل توی باغچه ی دلم
نمی دونم که چطور بهت بگم
تو شدی تنها بهونه ی دلم

الناز غیابی – علی محامی

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت21:51توسط علی محامی | |

هر چند که حال و روز دلم گرفته است

در خیال مردی که به او سرشته اسـت

در وجود من ذره ای کــــــــم نخواه شد

از عشق مردی که همچو فرشته است

                                                                2009

+نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت17:8توسط الناز غیابی | |

استاد: 'تمام! آخر تایم شده!'
من در نخ اینکه: قافیه رایم شده
پاسخ به سوال 'پایتخت آلمان':

'بدجور دلم تنگ هپن هایم شده'

علی محامی

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت9:27توسط | |

از صبح زود خودم را تغییر می دهم

این بار بی 'اگر' 'اما' تغییر می دهم


حتی اگر دل سردم همراه من نشد

قبرش جدا ، تک و تنها تغییر می دهم


حساس هستم عزیزم؟ این مرد کهنه را

با آن تعصب بی جا ، تغییر می دهم

...

3:05 بامداد

            -->   MyBoy

    

علی محامی

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت11:59توسط | |

تمام هستیــــــــم مال تو

عشق منــــــــو ازم نگیر

یه التــــــــماسِ می دونم

تنها کَســـــــــو ازم نگیر


وقتی میگم دوستش دارم

حرف کسی رو هم نزن

با حرفای قشنگتــــــــــم

حال منــــــو بـــــهم نزن


خواب قشنگتـــــو واست

شاید که تعبیـــــــــر بکنم

من عاشقم چرا می خوای

این همه تغییر بکنم؟؟؟!!


بذار که دیــــونــــه باشم

اگر که این یه اشتباست

می خوام بمونم پا به پاش

فکر نکنی این ادعاست!


                                                           2009

+نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت17:38توسط الناز غیابی | |

بی تو

جزر و مد سینه ام

ساکن می شود

بی تو

بیب .......

و قلبی که از تپش می افتد

بی تو

زندگی یعنی هیچ

و او هرگز

عشقمان،

رویای باهم بودن

و تمامی راز خنده ام را

نمی فهمد

                                                    2009

+نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت20:52توسط الناز غیابی | |