تبليغاتX
شعر نو گفته های من و شاید غزلهای او - دیشب دوباره شنیدم برقش دو کشته داد!

شعر نو گفته های من و شاید غزلهای او

گفته های دلی خسته ( غزل، دو بیتی، سپید، ترانه و و و)


با اینکه پیش دلم خم ابرو نمی کنی
یادی از این شبیه ِ پرستو نمی کنی

گفتی بهار می رسی ، پاییز شد ، چرا_
رد برگ ِ فاصله ها را جارو نمی کنی

با اینکه اینهمه دوری جمع است خاطرام
گل های زرد هوس را چون بو نمی کنی

دیشب دوباره شنیدم برقش دو کشته داد
فکری برای نگاهت آهو نمی کنی؟

تب کرده مرد جنوبی ، گرمش شده ، عجب!
آری برای تو! کاری بانو نمی کنی؟

از این خبر که شنیدم لکنت گرفته ام:
دِدِّل تـَتـَنگ ِ من شده ای رو نمی کنی!

اهواز 1387/2/30

+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت4:54توسط | |